دایه دایه مشهور ترین ترانه لری است که در مقام » سه پا » خوانده و اجرا می گردد.
در جنگ اول جهانی (سال های ۱۹۱۶ تا ۱۹۱۸ میلادی یا ۱۲۹۵ تا ۱۲۹۷ خورشیدی) که روسها بعنوان متحد انگلیس وارد ایران شده بودند ، در منطقه لرستان تا بروجرد و بخش هایی از غرب کشورمان پیش آمدند . گفته می شود روزی یکی از افسران روسی در بروجرد به یکی از زنان رهگذر که از کوچه ای گذر می کرده ، قصد بی حرمتی داشته است که اهالی لر شهر به دفاع از زن همشهری خود برخاسته و مانع از اجرای این عمل شنیع می شوند . پخش این خبر در لرستان در بین سران ایل ها و طوایف پیش کوه و پشت کوه سبب تحریک افکار عمومی الوار جهت هم پیمانی با یکدیگر با هدف بیرون راندن روسها از منطقه لرستان می شود و لرها موفق می شوند در نبرد و درگیری های مختلف قوای روسیه را تا قزوین مجبور به عقب نشینی نمایند. در درگیری مردم لرستان با روسها طوایفی از بیرانوند ، بالا گریوه و سگوند حضور فعال داشته اند .
ضرب آهنگ ۸/۶ است و سر بیت یا ترجیع بند ترانه تکراری است و اشاره به دو نفر از رزم آوران لر است . طی سالیان گذشته علاوه بر تغییر سربیت این تصنیف ، پیش از اجرای مقام ضربی دایه دایه و یا در فاصله هر دو بیت در وصف جنگ ، یک یا دو بیت از منظومه خسرو شیرین نظامی را نیز در مقامی به همین نام می خوانند و سپس آهنگ ضربی ادامه می یابد . لذا تصنیف دایه دایه امروزی از تلفیق زیبای دو مضمون عاشقانه های نظامی و ترانه ضربی حماسی شکل گرفته است
حیف خوم سی بیرنون د عهد مردو
د وروگرد چول می کرد تا تخت تهرون
لرسّو و کردسون و بختیاری
بیرانون تفنگ ونه سکون سواری
هم یدالله شیر جنگی هم نصرالله خان رنگی
چه کشیم چه زخم داریم چه مین میدو
دایه دایه وقت جنگه
تفنگه بالا سرم پرش فشنگه( د شنگه)
یدالله گوت نصرالله شونکنی کی
ورم رو، پشتم کمر جا جنگو نی
یدالله گوت ملتی کی هی وگیره
تو و توپت جنگ کنی مه وی سه تیره
دایه دایه وقت جنگه
تفنگه بالا سرم پرش فشنگه( د شنگه)
آساره د آسمو و ماهی د آووه
مردان خان بیرانون منی قصووه
یدالله و نصرالله دو باز بالدار
دووه سن سی تفنگیا تا پاپی خالدار
د قلا کرده و در شمشیر و دسش
چی طلا برق می زنه لغم اسبش
بیرانوند و باجلاوند بالاگریوه
سی هزار سوار دارن سی هر چه دیوه
هم یدالله شیر جنگی همه نصرالله خان رنگی
چه کشیم چه زخم داریم چه مین میدو
ترجمه:
حیف من برای بیرانوند که در زمان خان مردان
بیرون میراند دشمن را از بروجرد تا به تهران
لرستان و کردستان و بختیاری
بیرانوند ها شلیک می کردند وسگوندها سواری
هم یدالله شیرجنگی و هم نصرالله خان سنگین
چه بکشیم و چه زخمی بشیم چه وسط میدان
مادر مادر وقت جنگه
تفنگ بالای سرم پر از فشنگه
یدالله گفت ،نصرالله شانه ات را کوتاه نکنید
روبروم رودخانه و پشتم کوه نمیشه جنگید
یدالله گفت ای مردم گوش کنید چی میگم
دشمن با توپ می جنگه و من با این سه تیرم
مادر مادر وقت جنگه
اسلحه بالای سرم پر از فشنگه
ستاره تو آسمون و ماهی تو آبه
مردان خان بیرانوند انگار قصابه
یدالله و نصرالله چون دو باز بالدار
دویدند برای تفنگ ها تا پاپی خالدار
از قلعه بیرون اومد شمشیر به دستش
چون طلا برق می زنه لگام اسبش
ایل بیرانوند و باجلاوند و بالاگریوه
سی هزار سوار دارند برای هر چی دیوه
هم یدالله شیرجنگی و هم نصرالله خان سنگین
چه بکشیم و چه زخمی بشیم چه وسط میدان
البته این ترانه در طول زمان تغییر یافته و نسخه های دیگری هم از ان موجود است
مانند:
چشیامه نبنید افتو قشنگه
کره لر تا دم مرگ چی شیر میجنگه
دایه دایه وقت جنگه
قطارکش بالا سرم پرش ده شنگه
زین و برگم بونید رو مادیونم
خبر مه بوریتو سی هالوونم
دایه دایه وقت جنگه
قطارکش بالا سرم پرش ده شنگه
ز قلا کرده و در شمشیر وه دستش
چی طلا برق میزنه لغم اسبش
دایه دایه وقت جنگه
قطارکش بالا سرم پرش ده شنگه
نازیه ته سی بکو جومه برته
دور کردن تو قورسو شیر نرته
دایه دایه وقت جنگه
قطارکش بالا سرم پرش ده شنگه
برارونم خیلین هزار هزارن
سی تقاص خین مه سر بر میارن
دایه دایه وقت جنگه
قطارکش بالا سرم پرش ده شنگه
کره لر تا دم مرگ چی شیر میجنگه
اجرای محمد میرزا وند:
http://video.yahoo.com/watch/17996/669770
یوتیوب:
http://www.youtube.com/watch?v=cdJmkg0FYus
اجرای رضا سقايی
http://www.youtube.com/watch?v=8rgFrkm3C98
پی نوشت:
امروز يکشنبه 27 تير 1389 رضا سقايی خواننده اين آهنگ به سرای باقی شتافت . +
روحش شاد .
———————————————————————–
منابع:
http://sibiltala.blogspot.com/2007/02/blog-post_07.html
http://www.loresoon.blogfa.com/post-239.aspx
مشکل اینجاست که الان بیرانوند طرفدار احمدی نژادند
من خودم اسیوندم زنده باد لر وبختیاری. به گفته هفته نامه امرداد(هفته نامه زرتشتیان داخل ایران)ایرانی اصیل بختیاری-لر-کرد هستن.
سلام و درود بر شما
فوق العاده بود. من ایرانی آذری هستم ولی بوی شرف مستم میکند. یاد روزهای اوایل دهه شصت که این ترانه از رادیو پخش میشد را برایم زنده کردی.
ممنون.
بیایید دوباره همه لرها دست به دست هم دهیم تا قدرت گذشته مان را به دست آوریم. از بروجرد
عزيز جان من لر نيستم
ba salam
ye soali dashtam khedmateton ke alan kasi az ile rahimi etelai dare ?
rahimi ha ke tabid shodan be farahan .
man khodam rahimi hastam
zende bad lor
alanam age mibinin ye jahae hamrahi ba hookomat hast chon enghad azeman mitarsan ke dahane mane mikhan bebandan vali mah poshte abr nimimone
on moghe kheshtakeshane ammame mikonim .
hichki jolo lor nemitoone vayse .
V
سیاوش جان من رحیمی نیستم ولی پدربزرگانم از بختیاری هایی بودند که مجبور شدند به فراهان کوچ کنند از آنجا هم به محلات رفتند به نظرم رحیمی ها هم همین اتفاق براشون افتاده باشه!
زنده باد ایران _ ایران اصیل ندارد تمام ایرانیان ایرانی و اصیل اند چه عرب چه آذری چه لر و چه کرد و یا بلوچ
زیبایی نام ایران به این است که در آن تمام اقوام با یکدیگر زندگی میکنند!
چه صدای ملکوتی! خدایش بیامرزد در ایام جوانی این قصیده را هر بار می شنیدم شوری در من ایجاد می شد با اینکه لر نیستم ولی صدائی که از دل بر آید بر دل نشیند
لطفا جوگیر نشوید.چه دارد این ترانه غیر از جنگجویی و تشویق به جنگ وخونریزی؟!
…….تنها صداست که می ماند ، دمت گرم وسرت خوش بادرضا چه عاشقانه وبی باک صدایت درتاریکی تاریخ پیچیدوپیچید تابه حنجره زخمی زاگرس استاد رحمانپور رسید
تونه مینویسم….
وری سنگ وری چو….
سلام
طایفه رحیمی بیشتر بین بروجرد و درود ساکن بودند و هستند و در بخش یاراحمدی اند.
تنهاصداست که میماند! یادش گرامی باد.
سیاوش عزیز! من یک ایرانی لرم. آرزویم ایرانی آزاد آبادوسربلند برای تمام ایرانیهاست. میخواستم در تائیدحرف امیر عزیز بگم ماندگاری ایرانی آزادو آباد در گروهمبستگی همه ایرانیهاست.
زنده باد ایران و ایرانی.
ا