
زنا
عبارت است از جماع مرد با زنی که بر او ذاتاً حرام است گرچه در دبر باشد، در غیر موارد وطی به شبهه.
راههای اثبات زنا
1-چهار بار اقرار به زنا بدون اينکه بگويد اکراه داشته و بعد از اين چهار بار هم اعتراف را انکار نکند
=>اگر انکار کند با انکار در زنای منجر به قتل يا رجم هد رجم و قتل ساقط ميشود
2- اعتراف شهود به اين صورت که چهار مرد عادل يا سه مرد و دو زن که خود سودی نبرند این گونه شهادت دهند که عمل دخول را ديده اند مانند داخل شدن سرمه در سرمه دان .
=>شهادت شهود باید روشن و بدون ابهام و مستند به مشاهده باشد و شهادت حدسی معتبر نیست.
=>هرگاه شهود خصوصیات مورد شهادت را بیان کنند این خصوصیات باید از لحاظ زمان و مکان و مانند آنها اختلاف نداشته باشند. در صورت اختلاف بین شهود علاوه بر اینکه زنا ثابت نمیشود شهود نیز به حد قذف محکوم میگردند.
3-علم قاضی
کيفيت اجرا
1-هر گاه زنای شخصی که دارای شرایط احصان است با اقرار او ثابت شده باشد هنگام رجم، اول حاکم شرع سنگ میزند بعداً دیگران
واگر زنای او به شهادت شهود ثابت شده باشد اول شهود سنگ میزنند بعداً حاکم و سپس دیگران .
2-مرد را هنگام رجم تا نزدیکی کمر و زن را تا نزدیکی سینه در گودال دفن میکنند آنگاه رجم مینمایند
3-هر گاه کسی که محکوم به رجم است از گودالی که در آن قرار گرفته فرار کند در صورتی که زنای او به شهادت ثابت شده باشد برای اجرای حد برگردانده میشود اما اگر به اقرار خود او ثابت شده باشد برگردانده نمیشود.
4- اگر کسی که محکوم به جلد باشد فرار کند در هر حال برای اجرای حد جلد برگردانده میشود.
5-بزرگی سنگ در رجم نباید به حدی باشد که با اصابت یک یا دو عدد، شخص کشته شود. همچنین کوچکی آن نباید به اندازهای باشد که نام سنگ بر آن صدق نکند.
6- حضور شهود هنگام اجرای حد رجم لازم است ولی با غیبت آنان حد ساقط نمیشود اما با فرار آنها حد ساقط میشود.(0)
سنگسار فقط در مورد زن يا مرد دارای همسر اجرا ميشود
سنگسار در اسلام
ایا ایت سنگسار در قران امده است ؟
نه به طور صریح
گر چه احادیثی مبنی بر وجود این ایه در قران و از بین رفتنش اشاره دارد مانند:
- حَدَّثَنَا أَبُو سَلَمَةَ، يَحْيَى بْنُ خَلَفٍ حَدَّثَنَا عَبْدُ الأَعْلَى، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْحَاقَ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ، عَنْ عَمْرَةَ، عَنْ عَائِشَةَ، . وَعَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْقَاسِمِ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَائِشَةَ، قَالَتْ لَقَدْ نَزَلَتْ آيَةُ الرَّجْمِ وَرَضَاعَةُ الْكَبِيرِ عَشْرًا وَلَقَدْ كَانَ فِي صَحِيفَةٍ تَحْتَ سَرِيرِي فَلَمَّا مَاتَ رَسُولُ اللَّهِ ـ صلى الله عليه وسلم ـ وَتَشَاغَلْنَا بِمَوْتِهِ دَخَلَ دَاجِنٌ فَأَكَلَهَا .
- از عایشه منقول است: آيه رجم نازل شد و خوشايندی فراون را به وجود اورد و در زیر رخت خواب من بود ولی
هنگامی که رسول الله مرد و ما مشغول مرگ او (اماده کردن مراسم خاکسپاری )بودیم حیوان خانگی(بز) ان را خورد .(1)
– حَدَّثَنِي أَبُو الطَّاهِرِ، وَحَرْمَلَةُ بْنُ يَحْيَى، قَالاَ حَدَّثَنَا ابْنُ وَهْبٍ، أَخْبَرَنِي يُونُسُ، عَنِ ابْنِ شِهَابٍ، قَالَ أَخْبَرَنِي عُبَيْدُ اللَّهِ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُتْبَةَ، أَنَّهُ سَمِعَ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ عَبَّاسٍ، يَقُولُ قَالَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ وَهُوَ جَالِسٌ عَلَى مِنْبَرِ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ مُحَمَّدًا صلى الله عليه وسلم بِالْحَقِّ وَأَنْزَلَ عَلَيْهِ الْكِتَابَ فَكَانَ مِمَّا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةُ الرَّجْمِ قَرَأْنَاهَا وَوَعَيْنَاهَا وَعَقَلْنَاهَا فَرَجَمَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَرَجَمْنَا بَعْدَهُ فَأَخْشَى إِنْ طَالَ بِالنَّاسِ زَمَانٌ أَنْ يَقُولَ قَائِلٌ مَا نَجِدُ الرَّجْمَ فِي كِتَابِ اللَّهِ فَيَضِلُّوا بِتَرْكِ فَرِيضَةٍ أَنْزَلَهَا اللَّهُ وَإِنَّ الرَّجْمَ فِي كِتَابِ اللَّهِ حَقٌّ عَلَى مَنْ زَنَى إِذَا أَحْصَنَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ إِذَا قَامَتِ الْبَيِّنَةُ أَوْ كَانَ الْحَبَلُ أَوْ الاِعْتِرَافُ .
از عبدالله بن عباس منقول است که عمر در حالی که بر منبر رسول الله نشسته بود گفت: براستی که الله تعالی محمد را با حقیقت فرستاد قرآن را نیز با او نازل کرد. آیه مربوط به سنگسار زناکار درمیان آیات وحی شده بود و ما آنرا خواندیم و فهمیدیم و حفظ کردیم . پیامبر سنگسار کرد و ما نیز بعد از او سنگسار کردیم. من بیمناک هستم که بعد از گذشت زمان شخصی بگوید ما سنگسار را در کتاب خدا نمی یابیم و با کنار گذاشتن یکی از فریضه های نازل شده توسط خدا به گمراهی بروند همانا سنگسار کردن زناکار در صورتی که شاهدانی یافت شوند یا زناکار اعتراف کند یا آثار حاملگی در او یافت شود در قرآن یافت میشود و حق است(2)
ایا محمد خودش سنگسار کرده است ؟
ـ حَدَّثَنِي إِسْحَاقُ، حَدَّثَنَا خَالِدٌ، عَنِ الشَّيْبَانِيِّ، سَأَلْتُ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ أَبِي أَوْفَى هَلْ رَجَمَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قَالَ نَعَمْ. قُلْتُ قَبْلَ سُورَةِ النُّورِ أَمْ بَعْدُ قَالَ لاَ أَدْرِي.(3)
بله قبل یا بعد از سوره نور
و همچنین :
وحَدَّثَنِي هَارُونُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ ، حَدَّثَنَا حَجَّاجُ بْنُ مُحَمَّدٍ ، قَالَ : قَالَ ابْنُ جُرَيْجٍ : أَخْبَرَنِي أَبُو الزُّبَيْرِ ، أَنَّهُ سَمِعَ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ ، يَقُولُ : ” رَجَمَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ رَجُلًا مِنْ أَسْلَمَ وَرَجُلًا مِنَ الْيَهُودِ وَامْرَأَتَهُ ”.(4)
از جابر منقول است که محمد مردی از اسلم و مرد و زن يهودی رو سنگسار کرد
ایا آیاتی در قران به سنگسار اشاره ضمنی کرده اند ؟
بله
ایات سوره نور و ایه 15 سوره نسا
وَاللاَّتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِن نِّسَآئِكُمْ فَاسْتَشْهِدُواْ عَلَيْهِنَّ أَرْبَعةً مِّنكُمْ فَإِن شَهِدُواْ فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّىَ يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللّهُ لَهُنَّ سَبِيلاً.
و از زنان شما آنان که مرتکب فحشا می شوند ، از چهار تن از خودتان بر، ضد آنها شهادت بخواهيد اگر شهادت دادند زنان را در خانه محبوس داريدتا مرگشان فرا رسد يا خدا راهی پيش پايشان نهد.
منظور از راه پیش پای انها گذاشتن همان ایه سنگسار است که بعدا نازل شد و همانگونه که گفته شد از بین رفت .
و همچنین در سوره مائده ایه 41-47 :
که شان نزول ان درباره سنگسار ان دو یهودی است که در بالا در حدیث ها گفته شد
سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِن جَآؤُوكَ فَاحْكُم بَيْنَهُم أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِن تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَن يَضُرُّوكَ شَيْئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُم بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ ﴿۴۲﴾
پذيرا و شنواى دروغ هستند [و] بسيار مال حرام مىخورند پس اگر نزد تو آمدند [يا] ميان آنان داورى كن يا از ايشان روى برتاب و اگر از آنان روى برتابى هرگز زيانى به تو نخواهند رسانيد و اگر داورى مىكنى پس به عدالت در ميانشان حكم كن كه خداوند دادگران را دوست مىدارد (۴۲)
وَ كَيْفَ يُحَكِّمُونَكَ وَ عِنْدَهُمُ التَّوْراةُ فِيها حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يَتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ وَ ما أُولئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ (43)
و چگونه تو را داور قرار مىدهند با آنكه تورات نزد آنان است كه در آن حكم خدا [آمده] استسپس آنان بعد از اين [طلب داورى] پشت مىكنند و [واقعا[آنان مؤمن نيستند(۴۳)
منظور از حکم خدا سنگسار است که در کتاب لاویان و تثنيه به ان اشاره شده(5) ویهودیان ان را اجرا نميکردند و به جای سنگسار سر و صورت را سیاه میکردند و سوار حیوان در شهر گردانده یا شلاق میزدند.
محمد به این امر و این که به حکم خدا عمل نميکنند اعتراض کرد و ان دو یهودی را که دربالا وصفشان رفت را سنگسار کرد که در زیر داستان را به نقل از ناسخ التواریخ می خوانید:
و هم در این سال چهارم هجرت چنان افتاد که در میان جهودان خیبر مردی محصن با زنی محصنه زنا کرد . چون این دو تن از اشراف قبایل بودند خویشاوندان ایشان مانع از قتل و رجم ایشان بودند و حیلتی میجستند که این مماطله و تسویف را در اجرای حکم حق چنان باز نمایند که موجب نکوهش نشود . پس به جهودان مدینه نامه کردند که حکم و حد زنا را از محمد بازپرس کنید و ما را معلوم دارید باشد که سخن به کام ما راند .
پس کعب بن اسید و شعبت بن عمرو و مالک بن الصیف و کنانه بن ابی الحقیق و چند تن دیگر از جهودان به حضرت رسول خدای آمدند و سوال کردند . جبرئیل حکم سنگسار اورد و پیغمبر ابلاغ حکم خدای کرد.
چون این حکم با مراد ایشان راست نبود گفتند:در شریعت ما احکام توریت [تورات]حد زانی و زانیه سیاه کردن گونه و بر نشاندن وارونه بر شتر است تا گرد شهر بگردانند و مردمان را بدان حساب دهند.
عبدالله بن سلام که یک تن از احبار یهود بود و چنان که ذکر شد مسلمانی گرفته بود حاضر بود. عرض کرد که: سخن ایشان از صدق و صواب بعید است و حکم زنا در توریت جز رجم کردن و سنگسار نمودن نیست .پس فرمان شد تا توریت را حاضر کردند و این معنی را با سخن عبدالله بن سلام راست یافت لاجرم ان زانی و زانیه را سنگسار نمود.(6)
تا اينجا پيرامون سنگسار در قران و صدر اسلام صحبت کرديم اکنون به ادامه همين بحث در زمان امامان ميپردازیم و از چگونگی سنگسار و شرايط آن در زمان ايشان جويا ميگرديم .
حدیث اول:
وعن محمد بن يحيى ، عن أحمد بن محمد ، عن علي بن حديد ، عن جميل بن دراج ، عن بعض أصحابنا ، عن أحدهما ( عليهما السلام ) في رجل أقر على نفسه بالزنا أربع مرات وهو محصن ، رجم (1) إلى أن يموت أو يكذب نفسه قبل أن يرجم ، فيقول : لم أفعل ، فان قال ذلك ترك ولم يرجم ، وقال : لا يقطع السارق حتى يقر بالسرقة مرتين ، فان رجع ضمن السرقة ولم يقطع إذا لم يكن شهود ، وقال : لايرجم الزاني حتى يقر أربع مرات بالزنا إذا لم يكن شهود ، فان رجع ترك ولم يرجم (7)
ورواه الشيخ بإسناده عن أحمد بن محمد (8) .
زانی سنگسار نميشود مگر بعد از چهار بار اقرار بر زنا در صورتی که شهود نباشند و چنان که از اقرارش برگشت رجم نميشود. (7)
حديث دوم:
اين جريان مشهور به توبه ماعز بن مالك است و احادیث زیادی دارد که اینجا یکی از آن موارد ذکر می گردد.
وقال : يارسول الله إن الأبعد قد زنا .. فطهرني !!فأعرض عنه النبي صلى الله عليه وسلم … فجاء من شقه الآخر فقال : يا رسول الله زنيت .. فطهرني .فقال صلى الله عليه وسلم : ويحك ارجع فاستغفر الله وتب إليه .. فرجع غير بعيد فلم يطق صبراً .. فعاد إلى النبي صلى الله عليه وسلم وقال : يا رسول الله طهرني .. فقال رسول الله صلى الله عليه وسلم : ويحك إرجع .. فاستغفر الله وتب إليه ..قال : فرجع غير بعيد ..ثم جاء فقال : يا رسول الله طهرني .. فصاح به النبي صلى الله عليه وسلم وقال : ويلك.. وما يدريك ما الزنا ؟.. ثم أمر به فطرد … وأخرج .. ثم أتاه الثانية .. فقال : يا رسول الله زنيت .. فطهرني .. فقال صلى الله عليه وسلم : ويلك .. وما يدريك ما الزنا ؟ وأمر به فطرد وأخرج .. ثم أتاه .. وأتاه فلما أكثر عليه .. سأل رسول الله صلى الله عليه وسلم قومه : أبه جنون ؟.. قالوا يا رسول الله .. ما علمنا به بأساً .. فقال : اشرب خمراً ؟ فقام رجل فاستنكهه وشمه فلم يجد منه ريح خمر .. فالتفت إليه النبي صلى الله عليه وسلم وقال : أتدري ما الزنا ؟ قال : نعم … أتيت من إمرأة حراماً, مثل ما يأتي الرجل من إمرأته حلالاً .. فقال صلى الله عليه وسلم : فما تريد بهذا القول ؟ قال أريد أن تطهرني .. فقال صلى الله عليه وسلم : نعم .. فأمر به أن يرجم .. فرجم حتى مات .. (9)
ماعز خدمت پيامبر رسيد عرض کرد : يا رسول الّله من زنا کرده ام پيمبر از وی رو برگرداند سپس از جانب راست پيغمبر آمد و عرض کرد من زنا انجام داده ام پيغمبر گرامی رو برگرداند . سپس آمد و عرض کرد زنا کرده ام ، ديگر بار امد عرض کرد زنا کرده ام ، رسول الله فرمود اين چهار بار است آیا جنون داری؟ عرض کرد : نه يا رسول الّله فرمودند همسر داری ؟ عرض کرد : بلی ، ان گاه رسول الّله فرمودند که او را ببرند و رجمش کنند و روايت شده که آن حضرت به وی فرمودند : گويا بوسیده ای و یا لمس و فشار داده ای و یا نگاه کرده ای ؟ عرض کرد : نه يا رسول الّله ،فرمودند دخولش کرده ای کنايه نميگويی ؟ عرض کرد بلی دخول نموده ام آنچنان که ميل در سرمه دان و ريسمان در چاه پنهان ميگردد .
فرمودند آيا ميدانی زنا چيست؟ عرض کرد:بلی ، به حرام از آن زن کام گرفتم آن چنان کامی که مرد ازطريق حلال از همسرش ميگيرد ، فرمودند : با اين گفتار چه مقصد داری ؟
عرض کرد : قصدم اين است که تطهيرم فرمايی . پس فرمان دادند و رجمش نمودند. (ترجمه بر اساس روايت سنن بيهقی است بقيه نيزمتن مشابه دارند )
حديث سوم:
علي بن إبراهيم عن محمد بن عيسى عن يونس عن سماعة عن أبي بصير قال قال أبو عبد الله (ع) لا يرجم الرجل و المرأة حتى يشهد عليهما أربعة شهداء على الجماع و الإيلاج و الإدخال كالميل في المكحلة (10)
زن و مرد متهم به زنا سنگسار نميشوند مگر اينکه چهار نفر گواهی به وقوع جماع دهند که ادخال مانند ادخال ميل در سرمه دان بوده است .
حدیث چهارم:
رواية محمد بن يحيى عن ابراهيم عن صالح بن سعيد عن محمد بن حفص عن عبدالله بن طلحة عن أبى عبدالله: اذا زنى الشيخ والعجوز جلدا ، ثم رجما عقوبة لهما ، واذا زنى النصف من الرجال [ الصغير ] رجم ولم يجلد اذا كان احصن ، واذا زنى الشاب الحدث السن جلد ، ونفي سنة من مصره . (11)
عبد الّله بن طلحه از امام صادق نقل ميکند : چنان چه مرد پير و زن عجوزه مرتکب زنا شوند ، اول تازيانه ميخورند، سپس سنگسار ميشوند که کيفرشان همين است و چنان چه مرد ميانه عمر زنا کند فقط سنگسار ميشود و تازيانه نميخورد در صورتی که محصن باشد ولی اگر جوان نو رسيده اي زنا کند تازيانه ميخورد و يکسال از شهرش تبعيد ميشود.
همين روايت از طريق ابراهيم بن هاشم از محمد بن جعفر از عبدالله بن سنان از امام صادق هم نقل شده است
حدیث پنجم :
وروى يونس بن يعقوب، عن ابى مريم عن ابى جعفر عليه السلام قال: اتت امرأة اميرالمؤمنين عليه السلام فقالت: انى قد فجرت، فأعرض بوجهه عنها… [فتحولت حتى استقبلت وجهه، فقالت: انى قد فجرت، فأعرض عنها بوجه ثم استقبلته، فقالت: انى قد فجرت فأعرض عنها، ثم استقبلته فقالت: انى قد فجرت فأمر بها فحبست وكانت حاملا فتربص بها حتى وضعت، ] ثم امربها بعد ذلك فحفر لها حفيرة في الرحبة وخاط عليها ثوبا جديدا وادخلها الحفرة إلى الحقو وموضع الثديين (12)
زنی خدمت امير المونين آمد و عرض کرد زنا داده ام ، امام از و روی برگردانيد …[] دستور دادند برای رجم آن زن در رحبه کوفه حفره ای کندند ، جامه جديد بر اندام وی دوختند و او را در حفيره ای تا موضع تهی گاه و پستانهايش داخل کردند.
خطبه ای از نهج البلاغه :
علمتم انّ رسول اللّه ( صلی علیه و آله و السلام)رجم الزّانى ثمّ صلّى عليه ثمّ ورّثه اهله و قتل القاتل و ورّث ميراثه اهله و قطع السّارق و جلّد الزّانى غير المحصن ثمّ قسم عليهما من الفىء و نكح المسلمات فاخذهم رسول اللّه ( صلی علیه و آله و السلام)بذنوبهم و اقام حقّ اللّه فيهم و لم يمنعهم سهمهم و لم يخرج اسمائهم من بين اهله (13)
و حال آن كه دانستيد كه رسول خدا ( صلی علیه و آله و السلام)سنگسار كرد زانى محصن را پس نماز گذارد بر او پس وارث او گردانيد اهل او را و كشت كشنده را و بارث داد ميراث او را باهل او و بريد دست دزد را و تازيانه زد زانى غير محصن را پس قسمت كرد برايشان از مال غنيمت و نكاح او كرد زنان مسلمه را پس گرفت رسول خدا ( صلی علیه و آله و السلام)صاحبان گناه كبيره مسلمانان را بگناهان ايشان و اقامه كرد حقّ خدا و حدود خدا را در ايشان و منع نكرد ايشان را از سهم و رسد ايشان و بيرون نكرد نامهاى ايشان را از ميان اهل اسلام يعنى ايشان را كافر نگفت .
———————————–
0) برای دیدن متن کامل قانون مجازات اسلامی به اینجا مراجعه کنید
1) سنن ابن ماجه کتاب نکاح باب رضا الکبیر حدیث 1934
2) مسند أحمد بن حنبل حدیث 199 صحيح البخاري حدیث 6358 صحيح مسلم حدیث 3207 سنن أبي داود حدیث 3838
جامع الترمذي حدیث 1349 سنن ابن ماجه حدیث 2545 السنن الكبرى للنسائي حدیث 6849 شرح السنة حدیث 2587
تفسير يحيى بن سلام حدیث 317 و …
3) صحیح مسلم حدیث 3220 و همچنین منصف ابن ابی شیبه حدیث 28198 و مستخرج ابی عوانه حدیث 5004 و …
4) صحیح مسلم حدیث 3219 مسند أحمد بن حنبل حدیث 14157 سنن أبي داود حدیث 3866 مصنف ابن أبي شيبة حدیث 35371 و ….
5)
عهد عتيق – کتاب لاویان 20، از 10 تا 14
10و کسی که با زن ديگری زنا کند يعنی هر کس با زن همسايه خود زنا کند زنی و زانيه البته کشته ميشوند 11 و کسی که با زن پدر خود بخوابد البته و عورت پدر خود را کشف نمايد هر دو البته کشته شوند خون ايشان البته بر خود ايشان است 12و اگر کسی با عروس خود بخوابد هر دو ايشان البته کشته شوند فاحشه گی کرده اند خون ايشان بر خود ايشان است13و اگر مردی با مردی مثل با زن بخوابد هر دو فجور کرده اند هر دو ايشان البته کشته شوند خون ايشان البته بر خود ايشان است .
البته لازم به ذکر است تورات در موارد ديگر نيز سنگسار را قرار داده مثل جادو گری (کتاب لاویان 20: 27)
عهد عتيق -تثنیه 22، از 22 تا 27
۲۲ اگر مردی یافت شود كه با زن شوهرداری همبستر شده باشد، پس هر دو یعنی مردی كه با زن خوابیده است و زن، كشته شوند. پس بدی را از اسرائیل دور كردهای. ۲۳ اگر دختر باكرهای به مردی نامزد شود و دیگری او را در شهر یافته، با او همبستر شود، ۲۴ پس هر دو ایشان را نزد دروازه شهر بیرون آورده، ایشان را با سنگها سنگسار كنند تا بمیرند؛ اما دختر را چونكه در شهر بود و فریاد نكرد، و مرد را چونكه زن همسایة خود را ذلیل ساخت، پس بدی را از میان خود دور كردهای. ۲۵ اما اگر آن مرد دختری نامزد را در صحرا یابد و آن مرد به او زور آورده، با او بخوابد، پس آن مرد كه با او خوابید، تنها كشته شود. ۲۶ و اما با دختر هیچ مكن زیرا بر دختر، گناهِ مستلزم موت نیست، بلكه این مثل آن است كه كسی بر همسایة خود برخاسته، او را بكشد، ۲۷ چونكه او را در صحرا یافت و دختر نامزد فریاد برآورد و برایش رهانندهای نبود.
6)
ناسخ التواریخ نوشته محمد تقی لسان الملک سپهر صفحات 979-980 جلد دوم چاپ 1385 انتشارات اساطیر .به اهتمام جمشید کیان فر .
7)
وسائل الشيعة -كتاب الحدود والتعزيرات-أبواب مقدمات الحدود والأحكام العامّة-الباب 12
8 )
التهذيب 10 : 122 | 491 ، والاستبصار 4 : 250 | 948 .
9)
مشكل الآثار طحاوي – مسند أبي يعلى – شعب الإيمان بيهقي – سنن بيهقی – صحیح مسلم و ….
10)
تهذيب الاحکام کتاب حدود باب حدود زنی – کافی کلينی باب ما يوجب الرجم – وسائل الشيعه جلد 18 الباب 16
11)
الجواهر ج41,من لا يحضره الفقيه ج4 ,الكافي ج 2 ص 286 واخرج الاول الصدوق في الفقيه ج 4 ص 17,تهذيب الأحكام ج 10, تفسير نور الثقلين جلد سوم , وسائل الشيعه جلد 18 الباب 16و…
12)
من لا يحضره الفقيه الجزء الرابع كتاب الحدود .. باب مايجب به التعزير والحد والرجم والقتل والنفي في الزنا, وسائل الشيعه جلد 18 الباب 16,الوافي ج15,الدر المنضود محمد رضا موسوی گلپايگانی ج 01, و….
13)
برادر عزیز اجرای حد رجم بر زانی محصن و محصنه توسط احادیث فعلی و قولی آنحضرت صلی الله علیه وسلم ثابت شده است که هیچ کسی در آن شک ندارد و بصورت متواتر است ولی باید در هنگام اجرای حد قاضی و حاکم متوجه باشد و تا میتواند باید استفسار از خودش اگر زنا توسط اقرار ثابت گردیده بود و در صورتیکه توسط شهود ثابت گریده بود استفسار از شهود بکند تا باشد که راه بیرون رفت از اجرای حد زنا بوجود بیاید وچون حضرت محمد صلی الله علیه وسلم فرموده است ادرء الحدود بالشبهات
اما اگر تمام شرایط آن بوجود آید و هیچ شبه در آن نباشد اجرای چنین حد واجب است که باید اجرا شود امید است که منابع اسلامی را در این مورد ببینیدو از خود تفسیر نکنیم