سؤال دارند که حسين گونه تشنه لب مرد در حالی که آب برای نوره کشيدن داشت؟
متن طبری:
غلام عبدالرحمن بن عبدر به انصاری گويد : با صاحبم بودم . وقتی کسان آماده شدند و سوی حسين رفتند بگفت تا خيمه ای به پا کردند و مقداری مشک بياورند و در کاسه ای بزرگ یا سينی ای ريختند .
گويد : انگاه حسين وارد خیمه شد و نوره کشيد .
گويد:صاحب من عبد الرحمان بن عبدربه و برير بن خضير همدانی بر در خيمه شانه هايشان به هم ميخورد و برخورد داشتند که کدامشان پس از وی نوره بکشند . بریر با عبدالرحمان بذله گويی ميکرد ، عبدالرحمان بدو گفت : ولمان کن اينک وقت ياوه گويی نيست .
گويد: برير بدو گفت : به خدا قوم من ميدانند که نه در جوانی و نه در سالخوردگی ياوه گويی را دوست نداشته ام ولی به خدا از آنچه در پيش دارم خوشدلم ، به خدا ميان ما و حورالعين فاصله ای نيست جز اينکه اين قوم با شمشيرهای خويش سوی ما آيند ، دوست دارم که با شمشير های خود بيايند
گويد: و چون حسين فراغت يافت ما نيز برفتيم و نوره کشيدم .
[تصحيح متن از ماست]
ناریخ کامل ابن اثیر :
متن کامل ابن اثير :
چون به حسين نزديک شدند ، فرمود که برای او سراپرده اي برافراشتند ؛ انگاه فرمان داد که اندازه ای مشک اوردند و در جامی بزرگ با آب در آميختند . در اين هنگام حسين به درون شد و نوره ماليد و سر و تن بشست و بر سراسر پيکر نازنين گلاب افشاند و شادان و چابک و دمان و آراسته بيرون آمد .
عبدر الرحمان بن عبدر به و برير بن خضير همدانی بر در سراپرده ايستادند و هر يکی کوشيد که پس از حسين او به درون رود و خود را بپيرايد و بيارايد . برير به شوخيگری با عبد الرحمن پرداخت . عبد الرحمان گفت: به خدا سوگند که اين نه هنگام کار ياوه است .برير گفت مردمان دانند که من در جوانی و پيری به کار ياوه گرايشی نداشتم ولی از آنچه بر سرمان خواهد آمد، شاد و مژده ياب هستم. به خدا ميان ما و دخترکان زيبای فراخ چشم بهشتی جز همين به جای نمانده است که ايشان با شمشير هايشان بر ما تازند و آنگاه ما يکراست به اغوش آنان بال گشاييم . چون حسين بپرداخت اين دو به درون رفتند .
يقول الراوي: فلما كان الغداة أمر الحسين سلام الله عليه بفسطاط فضرب فأمر بجفنة فيها مسك كثير و جعل عندها نورة ثم دخل ليطلي .
فروي أن برير بن خضير الهمداني وعبد الرحمن بن عبد ربه الأنصاري وقفا على باب الفسطاط ليطليا بعده فجعل برير يضاحك عبد الرحمن فقال له عبد الرحمن: يا برير أ تضحك! ما هذه ساعة ضحك ولا باطل. فقال برير: لقد علم قومي أنني ما أحببت الباطل كهلاً ولا شاباً وإنما أفعل ذلك استبشاراً بما نصير إليه فو الله ما هو إلا أن نلقى هؤلاء القوم بأسيافنا نعالجهم بها ساعة ثم نعانق الحور العين .
راوی گفت:سحرگاه روز عاشورا ؛ امام حسين دستور دادند که خيمه ای را آماده نموده ، در آن خيمه ، در ظرف بزرگی که مملو از عطر بود ، نوره تهیه کردند ، سپس امام حسين وارد خيمه شده و به نظافت خويش پرداخت.
روايت شده که : برير بن خضير همدانی و عبد الرحمان بن عبدر به انصاری کنار آن خيمه منتظر ايستاده بودند تا امام حسين خارج شود و آن ها به نظافت خويش بپردازند ،برير در همين احوالات خوشحال بوده و شوخی ميکرد و ميخواست که عبدالرحمان را نيز بخواندند عبد الرحمان به برير گفت : ای برير ! چرا ميخندی ؟ آيا الان موقع خنديدن و شوخی است ؟
برير گفت: نزديکان من همه ميدانند که من نه در پيری و نه در جوانی آدم شوخی نبودم ؛ اما اينک به خاطر سرنوشتی که در پيش روی داريم خوشحالم. به خدا سوگند ساعتی ديگر پس از جنگيدن با اين مردم با حوريان بهشتی روبه رو شده و دست بر گردن آنان می اندازيم .
—————
تاريخ طبری جلد هفتم ترجمه ابولقاسم پاينده – انتشارات اساطير چاپ سال 1375 – -صفحه 3021
تاريخ کامل ابن اثير برگردان سيد حسين روحانی جلد پنجم- انتشارات اساطير چاپ سال 1383- صفحه 2235
اللهوف على قتلى الطفوف -سيد ابن طاوس -فصل دوم توصيف جنگ و شهادت . ترجمه عباس عزيزی . انتشارات صلاة


شمیم سنگسار
befrest balatarin
ببین دنیا خیلی کوچکه تو شرایط امروز روز ایران هم دور نیست این اتفاق برای بچه خودت یا بچه خواهرت یا برادرت بیفته! اون روز شاید جواب سئوالت رو بگیری!
خوب ابله شاید آب قابل شرب نبوده مثلا آب شور جمع شده تو گودال ها بوده
گوسفند اب شیرین کن داشتن اون زمان؟ هر چی اب بوده شور بوده
گوساله هرچی داشتن آب شور بوده؟!! مثه اینکه تا حالا تو بیابون نبودی. یه سری آب هست که میدن به گاو و گوساله هایی مثه تو و قابل شرب برا انسان نیست چون کثیفه و تو گودال هابه مرور زمان آب بارون جمع شده اگه زمین اونجا کویری باشه آب تو گودال شور میشه و دیگه گاو وگوساله هاشون هم لب نمی زنن تو رو نمیدونم شاید بخوری.
آب آشامیدنی تو کویر یا ازچاه بدست میاد یا از نهر که اونوقتم فرات بوده که آبش قابل خوردن بوده.
هر آبی رو نباید بخوری گوگولی. نخور آره هر آبی رو نمیشه خورد.
باشه بابا کون سوزی نداره که ما میایم میشاشیم تو گودال تو بیا بخور ببین شوره یا شیرین بعدا در مورد اینکه باهاش میشه هفتاد و دو نفرو با مشک عنبر باهاش غسل داد هم بحث میکنیم فعلا تو تستش کن تا بعد .